سفرنامه تور کاشان۲

حمام سلطان امیر احمد، بنای باشکوه بعدی بود که بازدید کردیم.
اهالی محل، این بنا را متعلق به دوره ی سلجوقیان می دانند که در دوره ی قاجار مرمت شده است.
دیدنی ترین قسمت حمام،سربینه و گرمخانه است.

سربینه، یا همان رختکن ،فضایی هشت ضلعی است که هشت ستون ، آن را از فضای میانی که محل رفت و آمد است جدا می کند. حوض هشت گوش زیبایی نیز در وسط صحن حمام قرار دارد.
تزیینات بسیار زیبای سقف و ستونها خیره کننده هستند.

حمام کوچکی نیز دقیقا با خصوصیات حمام اصلی در کنار آن وجود دارد.
خزینه ی حمام ، برخلاف خزینه های قدیمی دیگر شهرها، فقط محلی برای قرار دادن دیگ بزرگ روی آتش و گرم کردن آب بود و جایی مانند استخر برای غوطه ور شدن در آب وجود نداشت.

پشت بام حمام نیز از جاهای بسیار دیدنی بود که برای هواگیری و نورگیری کلاهک هایی ساخته شده بود که بی شباهت به سفینه های فضایی نبودند.


بقعه ی سلطان میراحمد نیز در کنار خانه های تاریخی طباطبایی، بروجردی و عباسیان قرار دارد و گنبد مخروطی شکل زیبایی دارد که با کاشی معرق تزیین شده است.
پنج جفت در منبت کاری شده از اشیای نفیس این بقعه می باشد.

شهر زیرزمینی نوش آباد ( نوش آباد از ریشه ی انوشه به معنی بی زوال و جاویدان است) ،در شمال شهر از دیدنی ترین قسمتهای است که با دیدنش با تمام وجود به توان و استعداد پیشیتیان در این سرزمین می بالم.
این شهر زیرزمینی که محلی ها به آن “اویی” میگویند ، به راستی رازی در دل زمین است.
از تعداد زیادی پله که ورودی اب انباری است پایین می رویم تا سفرمان را در اعماق زمین شروع کنیم.

این شهر زیرزمینی از منحصربفردترین شهرهای زیرزمینی جهان است که به صورت دستی حفاری شده و به دوران پیش از اسلام ، در زمان ساسانیان وحدود ۱۵۰۰ سال پیش برمی گردد.البته تا دوره ی قاجار هم مورد استفاده قرار می گرفته است.
در سال ۱۳۸۳ وقتی یکی از ساکنان نوش آباد در حال حفر چاه در حیاط خانه اش بود،این شهر زیرزمینی خیلی اتفاقی کشف شد.
آنجا به منظور حفاظت ساکنان شهر در جنگها و غارتها به ویژه حمله ی مغول استفاده می شده.
این شهر در سه طبقه در زیر زمین با عمق بین ۴ تا ۱۸ متر ساخته شده و به دلیل پیچیدگیهای بسیار زیاد شهر، هنوز به طور کامل کشف و بررسی نشده ، ولی گمان میرود حدود پانزده هزار متر مربع وسعت داشته باشد.
طبقات مختلف آن توسط چاههایی به هم مرتبط شده اند. در دهانه ی هر چاه، دریچه ای سنگی مانند سنگ آسیاب و تعدادی قلوه سنگ وجود دارد که در مواقع خطر یا ورود دود یا هوای آلوده به طبقات، با تخته سنگ، دریچه را مسدود می کردند و از سنگهاهم به عنوان ابزار مبارزه با دشمن استفاده می کردند.
راههای ورودی این پناهگاه، در محلهای پر رفت وآمد شهر مانند بازار، مساجد و قنات ها قرار داشته تا مردم به راحتی به آن دسترسی داشته باشند. ورودی های آن نیز به طرز ماهرانه ای پوشانده می شدند تا اثری از آنها دیده نشود.
طبقه ی اول در واقع دالان هایی بوده برای گم کردن راه تعقیب کنندگان احتمالی و طبقه ی دوم و سوم محل پناه گرفتن و زندگی در مواقع خطرو ذخیره ی آذوقه بوده است.
راهروهای پیچ در پیچ اتاقهای کوچک و بزرگ و تله هایی به شکل چاههایی که روی آنها پوشانده شده بود تا قابل تشخیص نباشند، و ساکنانی که آرام و ساکت پنهان شده بودند، همه و همه در انتظار ورود مهاجم بودند تا در تله ای گرفتار شود.
و دشمن ، شگفت زده از اینکه چگونه است که در روی زمین اجاق ها همه گرم است و دیگهای غذا می جوشند ولی هیچ جنبنده ای در شهر نیست!
فضای داخلی شهر، شامل راهروهای تنگی که فقط یک نفر میتوانسته از آن عبور کند و
اتاقهای متعددی را که محل اسکان خانواده ها بوده، بهم متصل می کرده، طاقچه هایی برای قرار دادن اشیا، سکوهایی برای نشستن، محل های نگهداری چراغهای پیه سوز، تله هایی که به منطور گیرانداختن دشمنان در صورتی که به داخل شهر راه یافته باشند و همینطور توالت هایی که روی آنها را با خاک و خاکستر میپوشاندند و در مواقع مناسب تخلیه می شدند، فضاهایی در بدنه ی دیوارها برای استتار افراد، سیستم تهویه ، راههای ورودی و خروجی و پیش بینی تمام نیازهای دفاعی در این شهر، همه و همه نشانگر هوش و استعداد خاص سازندگان آن می باشد.
نکته ی جالب دیگر، ساختن دیواره های شهر در کنار جریان های آب قنات می باشد تا هوای خنک در آن جریان پیدا کند.
البته بزرگترین رازی که در دل “اویی” وجود دارد، سیستم تهویه ی آن است که به وسیله کانالهایی ورود و خروج هوا را ممکن کرده است به طوری که به راحتی میتوان در اعماق زمین نفس کشید.
لیدرمان دلیل اینکه این شهر به “اویی” معروف شده را اینطور توضیح داد :
در گویش کاشانی “اوی” واژه ای است که به جای “آهای” در فارسی وجود دارد، و به دلیل ساختار تو در تو و تاریک بودن شهر زیرزمینی، در قدیم افراد برای پیدا کردن یکدیگر همدیگر را با صدای بلند با لفظ “اوی” صدا میکردند.
نظریه ی دیگری هم وجود دارد که معتقدند برای کندن شهر زیرزمینی ،با دلو خاک را به سطح زمین می آوردند و چون مسیر کندن طولانی بوده، شخصی که روی زمین مسؤل خالی کردن دلو بوده، با شنیدن صدای “اوی” ، سطل را با بالا میکشیده و خاک را خالی می کرده .

اگر قصد سفر به استانبول را دارید میتوانید قیمت تور استانبول را در سایت فاینداتور مشاهده کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *